به تو عادت کرده بودم ای به من نزدیک تر از من – ابی

به تو عادت کرده بودم ای به من نزدیک تر از من – ابی

به تو عادت کرده بودم ای به من نزدیک تر از من ای حضورم از تو تازه ای نگاهم از تو روشن به تو عادت کرده بودم مثل گلبرگی به شبنم مثل عاشقی به غربت مثل مجروحی به مرهم لحظه در لحظه عذابه لحظه های من بی تو تجربه کردنه مرگه زندگی کردن بی تو من که در گریزم از من به تو عادت...

بیشتر بخوانید
آبی آبی مهتابی آبی تر از هر آبی – ابی

آبی آبی مهتابی آبی تر از هر آبی – ابی

آبی آبی مهتابی آبی تر از هر آبی از چشمای تو میگم این آیه ها ی آبی دریاهای بی تابی آبی آبی مهتابی آبی تر از هر آبی از چشمای تو میگم این آیه ها ی آبی دریاهای بی تابی آبی یعنی دل من . دریایی که اسیره این چهره ی تقدیره که رنگ از تو میگیره وقتی که خیره میشم به عمق حوض کاشی...

بیشتر بخوانید
تنها تر از انسان در لحظه ی مرگ – ابی

تنها تر از انسان در لحظه ی مرگ – ابی

تنها تر از انسان در لحظه ی مرگ ساده تر از شبنم رو سفره برگ مطرود هم قبیله محکوم خویشم غریبه ای طعمه ی این کندوی نیشم نفرینی آسمون مغضوب خاکم بیگانه با نور و هوا هوای پاکم تن خسته از تقویم از شب شمردن با مرگ ساعتها بی وقفه مردن هم غربت بغض شب مرگ چراغم تو قرق زمستونی...

بیشتر بخوانید